عشق ماما ♥
سلام ایلیا طلای من، جدیدا خیلی بلا شدی و همش دوست داری کارهای بزرگا رو انجام بدی
هر کاری که ما میخوایم انجام بدیم همش میگی من من ، خلاصه اینقدر شیرین شدی که هر روز کلی میچلونمت
این روزا خیلی بانمک حرف میزنی و منم کلی دلم برات ضعف میره
مثلا تا یه چیزی بهت میگم و دلت نمیخواد میگی نه بابا ، یا وقتی تعجب میکنی میگی اِ ، برو بابا ، قشنگ با علامت تعجب این جمله رو میگی 
وقتی میخوام سفره افطار و بندازم میای و کمکم میکنی و خوردنی هارو میچینی تو سفره
امروز رفتیم شهروند خرید کنیم و شما دوباره یه بلوز باب اسفنجی برای خودت برداشتی و از لحظه ای که اومدیم خونه گفتی تنت کنم و بعد بهم میگی عتس بِدیر (عکس بگیر) جدیدا همش بهم میگی ازت عکس بگیرم ولی اینقدر وول میخوری که بیشترشون تار و کج و کوله میشه
دیروز برای افطار مسقطی درست کردم، خیلی خوشمزه شد
و شما هم خوشت اومد
اینم عکسش

اینم بگم که جدیدا نان اور خونه هم شدی، یعنی بعد از اینکه همه چیز و گذاشتیم تو سفره شما میری و از رو میز نون و میاری 
هر کی میخواد عکس های مرد کوچولوی مارو ببینه تشریف بیاره ادامه مطلب 
اینم از عکس های نان اور خونمون 

....................................................................................................................

.....................................................................................................................

.....................................................................................................................
ایشالا که همیشه تو زندگیت لبخند رولبت باشه عشق مادر

![]()


عشق ماما ♥
